عرفان |
کارما واژه ای است در اصل سانسکریت که از دو قسمت "کار" و "ما" تشکیل شده است.این واژه برای ما ایرانیان که زبانمان با زبان سانسکریت دارای ریشه های مشترکی است میتواند قابل هظم و اشنا باشد. این واژه اشاره به عملکرد خود ما دارد یعنی کارِ ما.به عبارت دیگر کاری که خود ما انجام داده ایم.بسیاری واژه ی کارما را برای نخستین بار در کتابها و مقالات اکنکار دیده اند.و بسیاری گمان می کنند که این قانون اختراع مکتب اکنکار است.در حالی که این واژه در ادبیات ایرانی و همچنین شعرای پارسی سرای از جمله حضرت مولانا به نام قانون مکافات یا مکافات چرخ گردون امده است.بسیاری را گمان بر این است که بازتاب اعمال ما صرفا در جهانهای بالاتر هویدا می گردد جایی که در کتابهای مقدس از ان به بهشت و یا دوزخ یاد کرده اند.در حالی که اگر از دیدگاه روایات و احادیث اسلامی و همچنین اکنکار نیز بررسی کنیم بسیاری از مشکلات،بدبیاری ها،بیماریها،ضررهای مادی و یا در حالت معکوش ان یعنی سلامتی،ازدیاد دارایی،قدرت،شهرت،شادی میتواند حاصل کارما باشد.البته به جز در مواردی که میتوان ان را ازمایش الهی دانست. که البته ان نیز کارما محسوب میشود ولی از نوعی دیگر.در اینجا تمرکز بحث ما بر کارماهای روزانه است.در اکنکار امده است که کارما بر دو وجه مثبت و منفی است.که کارمای منفی اندوه افرین و کارمای مثبت شادی افرین است.کارماهای منفی حاصل گناهان ماست و کارماهای مثبت حاصل نیکی های ماست.تصفیه ی کارما هم میتواند در این دنیا صورت پذیرد و هم در دنیاهای بالاتر.که این بر اساس صلاحدید پروردگار هستی بخش صورت می پذیرد.تصفیه ی کارماها در دنیاهای بالاتر یا به صورت دوزخ است و یا بهشت.که البته دقیقا به اندازه ی میزان کارمای تولید شده است نه بیشتر و نه کمتر.زیرا که عدالت پروردگار خدشه ناپذیر است. در قران سوره عادیات آیات 7 و 8 امده است: فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره(7)ومن یعمل مثقال
ذره شرا یره(8) پس هرکه به اندازه ذره ای نیکی کند آن را خواهد دید(7) و هرکس به
اندازه ذره ای بدی کند خواهد دید(8)
یا حضرت علی می فرمایند":به همانگونه ای که یاری می کنی یاری میگیری" که اشاره به کارمای مثبت در همین دنیا دارد.یا در جایی دیگر حضرت محمد(ص) می فرمایند:خاری در پای هیچ مومنی فرو نمیرود مگر اینکه کفاره ی گناهان او باشد.که این حدیث اشاره به کارمای منفی دارد.در اینجا فرو رفتن خار به پای یک شخص اشاره به عکس العمل یا کارمای ایجاد شده حاصل از ریزترین گناهان دارد.یعنی اینکه هیچ مشکلی و لو بسیار کوچک بدون دلیل برای کسی بوجود نمی اید به جز اینکه برای تصفیه شدن یک گناه باشد. یا به قول حضرت شاعر:
تو نیکی می کن و در دجله انداز تا ایزد در بیابانت دهد باز
به وضوح به کارمای مثبت اشاره دارد.در اکنکار امده است هرگونه عملی بر علیه اولیاء الهی و یا کسانی که مجرایی برای عبور روح الهی هستند عکس العمل سریعی را میتواند در پی داشته باشد.به عنوان نمونه در روایتی امده است که کسی به حضرت محمد توهین می کند و او را پیامبر دروغین می نامد و می گوید اگر من دروغ می گویم پروردگارات سنگی از اسمان نازکند و بر سر من فرود اورد.در همان لحظه سنگی از اسمان فرو امد و ان مرد را له کرد.که این حالت نیز کارمای منفی است.یا اگر بخواهیم به انتقام تاریخی مختار ایرانی به خاطر شهادت امام حسین(ع)اشاره کنیم.یا اگر تاریخ را ورق بزنیم میبینیم که تمامی قاتلان ائمه مرگی راحت و اسوده نداشتند.حتی زن امام حسن که در مسموم کردن او دست داشت به بدترین بیماریه پوستی یا جذام و فجیع ترین حالت از دنیا رفت به گونه ای که گفته اند کسی حتی جرات نزدیک شدن به او را نداشت ضرورتا برای اجرای عدالت الهی سرعت عمل نیاز نیست و گاه کارما سالها و حتی زندگیهای متوالی به تعویق می افتد و به قول سری هارولد صبر اربابان کارما(فرشتگان مسئول اجرای عدالت الهی چه کارمای مثبت وچه منفی) بسیار زیاد است.دوزخ در حالات حاد پیش می اید مانند جنایات بسیار بزرگ و یا وارد اوردن لطمه های جبران ناپذیر به دیگران و در اصطلاح اسلامی گناهان کبیره.اگر ما به عدالت الهی ایمان داشته باشیم راهی جز پذیرش قوانین کارما و تناسخ نداریم.کسی که ناگهان به انواع بیماریها دچار میشود ولی همسایه ی او نمی شود.چرا؟از خود نپرسیده اید چرا خداوند همه ی فرزندانش را به یک دیده نمی نگرد؟این حاصل عملکرد خود ماست نه بی عدالتیه پروردگار.حال یا در همین دنیا کاری کرده ایم که به جای واگذار شدن به جهانهای بالاتر بنابر صلاحدید پرودگار در همین دنیا عکس العمل ان را دریافت کرده ایم یا بار این کارما را از زندگی های پیشین خود به این زندگی حمل کرده ایم.در روایتی امده است که روزی حضرت موسی می بیند که عارف و زاهدی بزرگ به بدترین و فجیع ترین مرگ میمیرد و در بی کسی دفن میشود و روزی دیگر حاکمی جبار و ستمگر را می بیند که با مرگی ارام و بدون زجر وبا مراسمی با شکوه میمیرو و به خاک سپرده میشود.حضرت موسی رو به اسمان می کند و از پروردگار می پرسد:پروردگارا این چه عدالتی است که با بنده ی مقرب درگاهت انگونه کردی و با این ظالم اینگونه؟پروردگار در پاسخ می فرمایند من با این عملم ان زاهد را مورد رحمت و ان ظالم را مورد غضب قرار دادم زیرا که ان زاهد همه ی عمر خود را در خدمت و عبادت من صرف کرد ولی یک گناه در زندگیه خود مرتکب شده بود که برای اینکه او را پاک و پالوده به نزد خود بیاورم و او را در بهشت مسکن گزینم در همین دنیا با او تصفیه حساب کردم ولی ان ظالم تمام زندگی خود را غرق در گناه بود به جز یک کار خیر که در کارنامه ی خود داشت با این مرگ راحت و باشکوه خواستم در همین دنیا با او نیز تصفیه حساب کرده باشم تا در ان دنیا به اسانی پاسخ گناهان او را بدهم.در همین رابطه سری هرولد می فرمایند:به جای داد و فریاد کردن از کارماهای منفی که با ان مواجه میشویم بیاندیشیم که چه درسی در این کارما برای من نهفته است. و در ادامه می فرمایند کارما یک موهبت الهی است.در واقع کارما برای انتقام نیست بلکه برای ابدیده کردن و صیقل دادن روح است.برای یاد گرفتن درس است.مثل روایت بالا در اینجا نیز سری هارولد کارمای منفی را نوعی لطف الهی می دانند.در پایان اینکه کارما یا در همین دنیا رخ میدهد یا در جهانهای بالاتر.دوزخ نمادی از سوزندگی گناهان خود شخص است که روح شخص را همچون اتشی افروخته میشوزاند.طبق اظهارات ارواح در کتابهای احضار ارواح و همچنین تعالیم اکنکار. مهم نیست که دوزخ به چه شکلی است یا چه جایی است!مهم این است که هرگز کسی نمی تواند از پاسخگویی به اعمال خود شانه خالی کند حال یا در همین دنیا در یا در دنیاهای بالاتر.
تو كساني كه دوستشان داري و كساني كه از آنها متنفري همگي جلوه هاي خداوند هستند، همين جمله كوتاه ميتواند تمام زندگيت را دگرگون سازد. لحظه اي كه فرد دريابد كه همه چيز يكي است عشق به خودي خود طلوع ميكند و این يعني تصوف
اوشو
برکت باشد

***
عشق الهی ما را با خودمان و سایرین صدیق می سازد..... عشق الهی داروی تمام مشکلات و مسائل ماست. عشق الهی ما را از هر گونه قید و بند رها می سازد. عشق الهی موجب می شود که گفتار، اندیشه و کردار ما درست و خوب باشد. عشق الهی موجب می شود که با تمام عالم احساس وحدت و یگانگی بنماییم. عشق الهی دلهای ما را پاک و هستی ما را نورانی می سازد.
نخستین درس در این مکتب دوست داشتن
کسانی استکه از آنها نفرت دارید. هرچه
بیشتر دیگران را به شفقت
و محبت یاد کنید خود را بیشتر فراموش می کنید
و چون خود را بکلی فراموش کردید خدا را می یابید.
مهربابا
برکت باشد
***
دعایی که خدا می شنود دعای دل است، دعایی که از ته دل بر می خیزد _ عذاب دل _ آن چیزی است که خداوند بدان توجه دارد. اگر نمی توانید دعا را از ته دل انجام دهید، بهتر آنست که نیایش نکنید. خدا به زبان شما گوش فرا نمی دهد و نه به ذهن شما. او به زبان دل شما عکس العمل نشان می دهد. زبان دل، آواز عشق برای معشوق است. معشوق را فقط در درون خویش می توانید بیابید زیرا تنها مسکن او دل است.
مهربابا
برکت باشد

اساساً عشق مُسریست: آنان که فاقد آن هستند آن را از آنهایی که دچار آن هستند وا می گیرند.
آنان که عشق را از سایرین وا گرفته اند نمی توانند در مقابل این دریافت از ابراز عکس العمل خودداری کنند و این خود طبیعت عشق است. عشق حقیقی غیر قابل شکست و مقاومت ناپذیر است. عشق، وسعت و انتشار خویش را تا بحدی خواهد رساند که لاجرم هرکه را در بر می گیرد منقلب و دگرگون می سازد.
* عشق عشق می زاید. عشق یعنی رنج و درد برای خودت و خوشحالی برای دیگران. برای دهنده، این رنجی بدون بدخواهی یا نفرت است؛ و برای گیرنده یک برکت بدون منت است...
* اگر به جای غارت دیگران برای کمک به خود، خود را غارت کرده و به دیگران کمک کنید به خدا عشق ورزیده اید...
مهربابا
برکت باشد
.jpg)
تجاوز به حریم خصوصیه دیگران: چندی پیش یکی از روزنامه های سالنامه ی اطلاعات مربوط به سال 57 را مطالعه می کردم که به نکته ی جالبی در آن بر خوردم که لازم دیدم با اینکه ازین قضیه حدود 30 سال می گذرد ولی با توجه به اینکه با حال و روز امروز جامعه ی ما تطابق کامل و حتی شدیدتر هم دارد و بی ارتباط با دستورهای اکنکار درین مورد نیست چند سطری را بنگارم: در این روز نامه مصاحبه ای از ستار خواننده ی بلندآوازه ی ایرانی و تنها خواننده در طول تاریخ موسیقی ایران که موفق به اخذ دکترای افتخاری موسیقی از یک دانشگاه بین المللی گشته است خواندم که در ان اشاره گشته بود که در کشور ما رسم بر این است که مردم در زندگی خصوصی هنرمندان وارد شده و برای آنها انواع و اقسام شایعات بی اساس را می سازند و سعی می کنند که از چند و چون زندگیه درونیه آنان آگاه شوند.به شدت زیر ذره بین هستند و صفحات مطبوعات پر از تهمتهای ناروا و خبرهای دروغین در ارتباط با زندگی خصوصی هنرمندان است که پس از اینکه خبرنگار از ستار می پرسد که چرا چنین است؟ستارخالصانه و صریحا دلیل آنرا مشکلات فرهنگی موجود در جامعه ی ما می عنوان می کند. و به عبارت دیگر سطح پایین فرهنگی ما به دلیل علاقه ی وافر مردم به شنیدن اینگونه داستانها می داند که مطبوعات برای فروش بیشتر رو به اینگونه خبرها می آورند.باز این سالنامه را ورق زدم و چند روز بعد یک نویسنده،شاعر و طنز پرداز به نام جواد مجابی در پاسخ به این گفته ی واقع بینا نه ی ستار او را به شدت مورد تهاجم قرار داده و سعی در ترور شخصیت ایشان می کنند و از اصطلاحات نامتجانس و ناهمگون و سبکی همچون این جوانک و ... استفاده می کند و پارا فرا تر گذاشته واو را خواننده ای بی ذوق و فاقد صدا معرفی می کند.و به شدت و با اصطلاحات تحقیر آمیز سعی در رد ادعای ایشان می کندو اینک پاسخ من به عنوان یک شهروند که شاهد قضایای فاجعه انگیزی درین زمینه بوده ام: جناب اقای استاد جواد مجابی:شاعر،نویسنده و طنزپرداز گرامی: من شما را به صدها نمونه برای اثبات حرف ستار رجوع می دهم و خودتان با وجدانی پاک و ضمیری اگاه و بدون غرض ورزی مجدد قضاوت بفرماییدزیرا که رسالت یک نویسنده ی طنزپرداز اصلاح جامعه با زبان طنز است نه کتمان حقیقت: سریال نرگس یادتان می اید؟در ان یک شخصیتی که به دلیل معذوریت اخلاقی حاضر به ذکر نام او نیستم در نقش خواهر زیرک و کوچک داماد ایفای نقش می کرد یادتان که است؟در آن سریال نام او زهره بود.حالا حتما دیگر یادتان امده است؟چه بلایی بر سر او اوردند؟چرا از صحنه ی تلوزیون و سینما و تئاتر به طور ناگهانی محوشد؟چرا از صفحه ی اول مجلات و روزنا مه ها گم شد؟به دلیل اشاعه ی یک فیلم مستهجن از او یا منسوب به او.آیا می دانید روزهای اول که این فیلم به بازار امد هر حلقه ی این فیلم بر روی یک سی دی خام 150 تومانی یا کمتر چقدر در بازار خرید و فروش می شد؟من تا سقف صد و بیست هزارتومانش را هم خبر دارم.در شیراز به عینه دیدم که هرحلقه سی دی ازین فیلم تا هفتاد هزارتومان هم خرید و فروش میشد!چرا؟آیا این اثبات کننده ی حرف ستار در مورد علاقه ی وافر مردم و جوانان کشور عزیز ما به این جور موارد نیست؟ایا این تجاوز به حریم خصوصیه دیگران نیست؟ایا این علاوه بر تجاوز به حریم خصوصیه دیگران، اشاعه ی فرهنگ فحشا و الگو پذیریه جوانان دوست دار هنر به این جور کارها نیست؟هنر پیشه ای که در این سریال انقدر مشهور شده بود که اگر این اتفاق نمی افتاد امروز شاید از 2 سال پیش تا الان چندین فیلم سینمایی پرفروش نیز بازی کرده بود!شاید امروز یک شخصیت محبوب بود!شاید امروز در کنج منزلشان گوشه نشین نشده بود!من قصد حمایت از کسی را ندارم گناهان هرکس بین او و پروردگار او محفوظ می ماند ولی همه ی ما باید از ورود به حریم خصوصیه دیگران پرهیز کنیم.پس مدتی گفته شد که این دختر دست به خودکشی زده ولی بعدا بنا به دلایلی راست یا دروغ تکذیب شد.می دانی چرا؟چون دیگر جایی برایش درین خاک باقی نمانده بود.بی آبرو شده بود در تمام کشور.پس مدتی فیلم و عکسهای او بر روی سایتها و و بلاگهای مختلف اینترنتی هم آمد.امار استقبال ازین فیلم بی نظیربود.یک رکورد به جای گذاشت.بیشترین میزان دانلود را از اینترنت داشت.بیشترین مطالب از او در اینتر نت و جراید نگاشته شد.چرا؟به خاطر علاقه ی بی حد و حصر مردم کشور ما به تجاوز به حریم خصوصیه دیگران.چنان ازین فیلم استقبال شد که تا به حال هیچ فیلمی از هالیوود اینقدر مورد استقبال نقدی و بصری قرار نگرفته بود.چه کسی حاضر است یک فیلم اکشن یا پربیننده و جذاب و جدید هالیوودی را حلقه ای صد و بیست هزارتوان بخرد!ولی این فیلم را خریدند.دقیقا چند روز بعد یک کلیپ مبهم منسوب به یکی دیگر از هنرپیشه های زن در زمینه ی طنز تلوزیونی بیرون آمد!اقای مجابی عزیز اگرشما یک بار دیگر امروز مصاحبه ای داشته باشید باز هم سخنان پیشین خود را تکرار می کنید؟ماهانه و سالانه چند جشن و پارتی و فیلم عروسی خصوصیه دیگران به بیرون سرایت می کند؟جشن دخترانه و خصوصیه تعدادی دانشجو در چند سال پیش یادتان هست؟دو نفر از انها به خاطر بی ابرویی دست به خودکشی نزدند؟فیلم عروسیه یک تازه عروس کرمانشاهی که در تمام ایران پخش شد با عث مرگ و خودکشی این عروس نشد؟فوتبالیستهای ما چقدر شایعه درمورد زندگی خصوصیشان منتشر می شود؟چقدر شایعه در مورد دو زوج هنری در سینماهای ایران(بدون ذکر نامها) روزانه در حال انتشار است که خودشان مجبور به ساخت فیلمی تحت عنوان توفیق اجباری شدند تا به این شایعات خاتمه دهند؟صفحات اینتر نت را باز کنید چه می بینید؟نوشته:بشتابید بشتابید اخرین عکسهای داغ در حین ارتکاب فلان عمل از فلان هنرپیشه!عکسهای بی حجاب از فلان هنرپیشه ی زن!دو حالت دارد یا عکسهای خانوادگی اینها را می دزدند و یا به کمک فتوشاپ سر این هنر پیشه را بر روی بدن یک هنرپیشه ی فیلمهای مستهجن خارجی می اندازند.چرا؟چرا باید فردای آنروز پس از عروسیه یکی از نامدارترین فوتبالیستهای ایران عکس او و زنش در اینترنت پخش شود؟چرا؟فتوشاپ شده ابزاری در دستان یک مشت بیکار و الاف که کاری جز بی آبرو کردن دیگران ندارند!چندتا فیلم مستهجن ایرانی در بازار آمده؟طی این چند سال چندتا؟دونفر امدند کاری کردند و از خودشان فیلم گرفتند و پس از مدتی توسط دوستان و اطرافیان این فیلم راهیه بازار میشود!حالا باز هم میگویی ستار حرف بیخود زده؟چرا در کشورهای دیگر اینگونه نیست؟یا به این شدت نیست؟طوری شده که سردار رادان فرمانده ی نیروی انتظامی صریحا در یکی از برنامه های تلوزیونی به این مسئله اشاره کرده بود که باید یک فکر عاجل برای رفع این معظل کرد.آیا به جز این است که این مسئله ریشه در فرهنگ ما دارد؟در استادیومهای ورزشی چقدر فحش به بازیکنان،داوران و مربیان داده میشود؟چقدر جوکهای رکیک در میان مردم رد و بدل میشود؟چقدر قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت می کنیم؟که نشانگر آن بالاترین امارکشته های حاصل از تصادفات جاده ای در کشور ما در مقایسه با سایر کشورهای جهان است!چقدر مزاحمتهای خیابانی برای دختران مردم داریم؟کجای دنیا این چنین است؟آیا اینها نشان از اوضاع وخیم فرهنگی در کشور ما نیست؟چقدر راندمان کاری در ادارات کشور ما وجود دارد؟چقدر از زیر کار در ادارات شانه خالی می کنیم؟وجدان کاری ما چقدر است؟با کشورهای دیگر و حتی مسلمان مقایسه کنید!اینها خبر از سرطان فرهنگی می دهد.در اسلام آمده که از تجسس در امور دیگران بپرهیزید.در قران بارها به این مسئله اشاره شده است و گفته شده که پرودگار ستارالعیوب است یعنی پوشاننده ی عیبها.خدا که عیب را می پوشاند ایا بنده اش باید برملا کند؟در قران نگفته ولاتجسسوا؟یعنی تجسس و جاسوسی نکنید؟در اکنکار گفته نشده از دخالت در امور وحریم خصوصیه دیگران بپرهیزید زیرا که باید بهای سنگینی یا همان کارمای گزافی را بپردازید؟حتی در اکنکار آمده تا از شما نظری نخواستند در مورد زندگی دیگران اظهار نظر نکنید!چه برسد به افشاسازی!در فرهنگ پیش از اسلا هم بکاوید.در منشور آزادی یا همان حقوق بشر کوروش بزرگ چه آمده است؟در دین زردتشت چه امده است؟آیا جز گفتار نیک پندار نیک و کردار نیک چیز دیگری آمده؟پس مشکل چیست؟فقط مشکلات فرهنگی که آن هم باید به مرور زمان و از طریق کارهای فرهنکی،مجازات برای عاملین اینگونه کارها و تشویق برای فعالیت در پیشبرد ارتقای فرهنگی حل شود.در پایان به همه ی دوستان اکیست اکیدا سفارش می کنم که از دیدن اینگونه فیلمها و عکسها بپرهیزید زیرا که به دلیل دخول در مسائل شخصیه دیگرا گرفتار کارمای سختی میشوید.گمان نکنید که فقط پخش کننده ی ان گنهکار است!بلکه شما که می نشینید و به صحنه های خصوصی مردم نگاه می کنید خود را بی اجازه به زندگی دیگران تحمیل کرده اید.در زندگی آنها سرک کشیده اید و کارمای سنگینی دارد.نه خود نگاه کنید و نه دیگران را تشویق به دیدن کنید
برکت باشد
سری هارولد:
رحمت پیرامون عشق اک در جریان است و انسان می تواند آن هدیه را بپذیرد یا رد کند.اما مطمئن ترین کار این است که بگوییم:
برکت باشد
و نتیجه امور را به روح الهی بی آنکه جهتی بدان دهیم محول کنیم

برکت باشد
زندگی با مرگ پایان نمی پذیرد. زندگی پس از مرگ، چون مرگ پس از زندگی حتمی است. زیستن به منظور مردن، یا مردن به منظور زیستن پس از مرگ، به راستی گفتاریست ضعیف. مرگی که پس از زندگی وارد می گردد بی جانی نیست و همچنین زندگی پس از مردن نیز بی مرگ نیست. زندگی عبارت از تجلی مثبت هستی واقعی است، که مرگ منفی در نابود کردنش توانا نیست. برای پایان دادن به زندگی و مرگ پیگیر مداوم، بایستی ریشه مرگ را در زندگی بیرون کشید. به وسیله آزادی کامل هوش، از بند پندارهای فریبنده، مرگ در زندگی نیست می گردد و انسان به نیل به مرحله حقیقت هستی مطلق و واقعی خویش، یعنی خدائی یا بقا بالله توفیق میابد، و قطع نظر در نگهداری یا ترک کالبد خاکی کثیف یا کالبد لطیف یا کالبد اَلطَف باز هم بطور نامتناهی به خدایی خویش هوشیار می باشد، چنان که انسان عادی نیز خواه لباس بپوشد یا برهنه و لخت و عریان باشد، باز هم به انسانی خویش هوشیار است. مادام که انسان از هستی مینوی خویش بی خبر باشد، با جماد فرق ندارد. چه که انسان در عالم زندگی و جماد در عالم وجود، هر دو بالسویه از حقیقت بی خبرند. به گفته کبیر عارف نامی هند، مادام که انسان به شناخت حقیقت توفیق نیابد، هیچ بهتر از سنگ و جماد نیست.
مهربابا
برکت باشد
والا راستی یتش آخرین ساعتای سال کهنه رو پشت سر میذاشتیم گفتم آخرین پست مطلبو هم بزارم ودیدم ما ایرنیا رسم داریم که موقع تحویل سال نو با خدا راز و نیاز کنیم و بزارید رک و پوست کنده تر بگم ازش اینو اونو بخوایم:یا محول الحول والاحوال: این کارو بکن اون کارو نکن و.... انگار نه انگار که خدا عادله و کسی رو بدون دلیل گرفتار نمی کنه و انگار نه انگار قانون کارمایی هست و شاید بر اساس اون قانونه که این گرفتاریا برامون بوجود اومده و فکر می کنیم با اینجور دعا کردنا میتونیم از دیون کارمیکیمون و به عبارت دیگر از زیر کفاره گناهامون درریم
اما هیچ وقت نشده بگیم یا محول الحول و الاحوال: راضیم به رضای تو.
از همه بدتر بعضی وقتا هم اینقدر خود خواه میشیم که وقت دعا فقط خودمونو مبینیم و انگار نه انگار که تو این دنیای هفت میلیارد آدمی+ ترلیادها ترلیارد موجود غیر انسانیه دیگه موجود زنده دیگه ای هم وجود داره
این یعنی اینکه شیوه درست دعا کردن رو بلد نیستیم این یعنی اینکه نمیخوایم اجازه بدیم خدا هم دو کلوم باهامون حرف بزنه فقط ما حرف میزنیم و اون هم راهی به جز شنیدنشون نداره بی ارتباط ندیدم که قسمتهای پایانیه کتاب شاهین ها باز می کردند نوشته استاد حق در قید حیات سری هارولد کلمپ رو بیارم به امید اینکه شاید امسال موقع تحویل سال بهتر دعا کنیم:
بیشتر کسانی که ادعا می کنند به خداوند قادر و دانا ایمان دارند در واقع برای خدا تعیین تکلیف می کنند مثل آن است که با دست ردای خدا را بکشیم و بگوییم<<خدا ببخشیدا،مثل اینکه چیز مهمی را از قلم انداخته اید>> بعد در دعایی طولانی تمام مشکلات خود رابرای خدا بازگو می کنید:به قدر کافی پول ندارید،سلامتی شما آنطور که باید باشد نیست با همسرتان خوب کنار نمی آیید.مثل این است که دارید به خدا می گویید<<ای یگانه مطلق عالم باید خواب بوده باشید پیشنهادی برای شما دارم.این به دانسته های تو که اکنون به تظر می اید از آن کامل کل اندکی کمتر شده است کمک می کند>>
برای دعا کردن تنها یک را ه حقیقی و بسیار ساده وجود دارد اینکه بگویید<<خدایا خواست من خولست توست>> چون در حال خواست اوست که انجام می شود حتی شاید بهتر باشد ساکت بمانید و بگذارید او با شما صحبت کند>>
در اک این کاری است که که ما درحین مراقبه انجام می دهیم ما برای خدا آوازی می خوانیم آواز ما همان هیو است.زیرا که خدا از طریق نور وصوت با ما سخن می گوید.وقتی که با روح الهی ارتباطی صاف و شفاف برقرار کنیم حتی بدون طرح سئوال خواهیم فهمید که آن چگونه در زندگی ما عمل می کند به بیان دیگر نسبت به شیوه های عملکرد روح الهی فهم و درک بیشتری کسب می کنیم((به عبارت دیگر خدا از طریق صدای خود،اک یعنی نور وصوت با ما صحبت می کند وبه مرور زمان با افزایش سطوح اگاهی به دلیل انجام منظم تمارین، نسبت به اتفاقات افتاده و دلیل آن برای خود و محیط اطراف، آگاهی بیشتری کسب می کنیم و این یعنی سخن گویی پروردگار با ما از طریق نور و صوت و همچنین اعطای آگاهی نسبت به حوادث))
ودر نهایت اینکه:
یا محول الحول والاحوال: راضیم به رضای تو

سال نو برکت باشد
هستی کلیه کاینات سایه خدا و از اوست. خدا از آن کاینات نیست. سایه خدا ناشی از خدا و با طی دگرگونیهای بیشمار، باز به خدا بر می گردد.
سایه خدا، قائم به خداست(وجودش به وجود خدا وابسته است). خدا به سایه خود قائم نیست. سایه بدون خدا وجود خارجی ندارد و سایه بدون خدا موجود نیست. آنگاه که کاینات نیست بود، خدا هست بود. اینک که کاینات هست است، خدا نیز صاحب هستی است. آنگاه که کاینات نیست خواهد شد، باز هم خدا هستی خواهد داشت.
سایه انسان از آن انسان است. اما لازم نیست انسان از آن سایه باشد. سایه لزوماً به انسان پیوستگی دارد، اما انسان بی جهت به سایه می چسبد. سایه بدون انسان وجود خارجی ندارد. لیکن انسان بدون سایه صاحب هستی است.
به تحقیق که خدا به جوینده خویش نزدیک و دیدارش هم محال نیست. مانند خورشید بالای سر انسان می تابد. انسانی که تصورات و تاثیرات گوناگون ذهنی را، مانند چتر بالای سر خود می افرازد، از مشاهده خورشید تابان باز می ماند. چتر را باید پایین آورد و به هم پیچید، تا خورشید که دور نیست دیده شود. چتر کوچک ناچیز شخص را از دیدار چنان خورشید تابان شگرف باز می دارد.
((در قران هم آمده که من از رگ گردنتان نیز به شما نزدیکترم))
مهربابا
برکت باشد
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|